تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر

 

اقتصاد گاوی

اقتصاد گاوی : یعنی اینکه دو تا گاو ماده دارين ... يكيش رو میفروشين و يه گاو نر میخرين ... به تعداد گاوهای شما افزوده میشه و اقتصاد رشد میكنه ... پول براتون همينطور سرازير میشه و میتونين به بازنشستگی و استراحت بپردازين ...

اقتصاد هندی : دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو میپرستين و عبادت میكنين !

 اقتصاد پاكستانی : هيچ گاوی ندارين ... ادعا میكنين كه گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمريكا طلب كمك مالی میكنين ... از چين طلب كمك نظامی میكنين ... از انگليس هواپيماهای جنگی ... از ايتاليا توپ و تانك ... از آلمان تكنولوژی ... از فرانسه زيردريايی ... از سوييس وام بانكی ... از روسيه دارو ... و از ژاپن تجهيزات ... با تمام اين امكانات گاوها رو میخرين و بعد ادعا میكنين كه توسط جهان مورد استثمار قرار گرفتين !

اقتصاد آمريكايی : دو تا گاو ماده دارين ... يكيش رو میفروشين و دومی رو تحت فشار مجبور میكنين كه به اندازه ی ۴ تا گاو شير توليد كنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی میكنين ... تقصير رو گردن يه كشور گاودار میاندازين و بعد طبيعتا اون كشور يه خطر بزرگ برای بشريت به حساب    مياد ... يه جنگ برای نجات جهان به راه میاندازين و گاوها رو به چنگ ميارين !

 اقتصاد فرانسوی : دو تا گاو ماده دارين ... دست به اعتصاب میزنين چون میخواين سه تا گاو داشته باشين!  

 اقتصاد آلمانی : دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو تحت مهندسی ژنتيك قرار میدين ... بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر میكنن و ماهی يه وعده غذا میخورن و خودشون شيرشون رو میدوشن !

 اقتصاد انگليسی : دو تا گاو ماده دارين ... كه هر دو تاشون جنون گاوی دارن !

 اقتصاد ايتاليايی : دو تا گاو ماده دارين ... نمیدونين كه اونها كجا هستن ... پس بیخيال میشين و میرين سراغ ناهار و شراب و استراحتتون .

اقتصاد سوييسی : ۵۰۰۰ تا گاو ماده دارين ... هيچكدومشون مال خودتون نيستن ... از كشورهای ديگه پول میگيرين كه دارين گاوهاشون رو نگه میدارين !

اقتصاد ژاپنی : دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو از نو طراحی ژنتيكی میكنين ... هيكل گاوهاتون يكدهم اندازه ی طبيعی میشه و ۲۰ برابر معمول هم شير توليد میكنن ... بعد شونصد تا كارتون و عكس برگردون و آدامس با شخصيت گاوهاتون با چشمهای درشت میسازين و اسمش رو میذارين Cowkemon و توی تمام جهان پخش میكنين و میفروشين !

اقتصاد روسی : دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو میشمرين و متوجه میشين كه ۵ تا گاو دارين ... اونها رو دوباره میشمرين و میفهمين كه ۴۲ تا گاو دارين ... اونها رو دوباره میشمرين و متوجه میشين كه ۱۷ تا گاو دارين ... يه بطری ودكای ديگه باز میكنين و به خوردن و شمردن ادامه میدين !

اقتصاد چينی : دو تا گاو ماده دارين  ۳۰۰ نفر آدم دارين كه گاوها رو میدوشن ... بعد ادعا میكنين كه سيستم استخدامی و شغلی كاملی دارين و توليدات گاویتون در سطح بالايی قرار داره و هر كس رو هم كه آمار واقعی رو بيان كنه بازداشت میكنين!

اقتصاد ايرانی : دو تا گاو ماده دارين كه هر دو تاشون از باباتون به ارث رسيده ... يكیش رو دولت بابت عوارض و ماليات و خمس و زكات و سهم صدا و سيما و سهم بنيادهای مختلف و ... ضبط میكنه ... دومی رو هم قربونی میكنين و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و ... و غيره می كنين ! و اقتصاد كماكان فلج می مونه! ( مال ایران رو نمیخواستم بزارم! ولی از دستم در رفت!!

یه نظر سنجی :

 

1-    به نظر شما بهترین خواننده ی ایرانی کیه ؟

 الف) شادمهر

ب) شادمهر عقیلی

ج) اقای شادمهر عقیلی

د) جناب اقای شادمهر عقیلی

 

2-    به نظر شما بهترین خواننده ی دنیا کیه ؟

الف) معلومه شادمهر

ب) 100 درصد شادمهر

ج) با تمام اطمینان شادمهر

د) همه ی موارد

 

3-    به نظر شما بهترین صدا متعلق به کیه ؟

الف) شادمهر

ب) شادمهر عقیلی

ج) خدای موزیک ایران ، شادمهر

د) گزینه ی الف،ب و ج

یه نظر سنجی دیگه :

1-    به نظر شما بهترین کشور دنیا کجاست ؟

الف) کشور زیبای ایران

ب) کشور جاویدان ایران

ج) ایران زمین

د) سرزمین پاکی ها ایران

 

2-    به نظر شما بهترین و باهوش ترین مردم مال کدوم کشوره؟

الف) ایران

ب) ایران زمین

ج) معلومه ایران زمین

د) 100 درصد ایران زمین

 

(ادامه ی سوالات بعدا ارائه میشه)

توجه توجه :

به نظر شما بهتر نیست میرتل ، مارپله ، ابی و مهدی رو از نویسنده ها پاک کنیم؟؟از نظر خودم که خوبه.( اگر دو نفر دیگه هم موافق بودن پاکشون میکنیم.نظر مخالف هم قبول نیست و یاس هم حق اظهار نظر نداره.(به این میگن دموکراسی).دوهفته وقت دارین بگین پاکشون کنیم یا نه.اخه هیچ اپی نکردن و نخواهند کرد.البته فکر کنم آبی ،یه اپ داشته باشه.اگر هم کسی چیزی نگفت با یعنی با اکثریت ارا با نظر من موافقین و پاک میشن.به صورت خلاصه :

1-    دوهفته وقت نظر دادن دارین

2-    رای مخالف قبول نیست

3-    اگر هم نظر ندین یعنی موافقین

4-    یاس حق نظر دادن نداره.(اصلا این اینجا چیکارست؟؟)

 

 

+ نوشته شده توسط اقا امین در جمعه ششم آذر 1388 و ساعت 20:11 |

به نام خداوند جان و خرد............کزین برتر اندیشه بر نگذرد

وبا درود به شما دوستان،یاران،عزیزان،مهربانان،بانوان و سروران.درود به شما ایرانیان.ایرانیان پراکنده در پهن دشت گیتی و ایرانیان گرفتار در چنگ دزدان،قاتلان،قوادان،قاچاق فروشان،مال مردم خوران،امامه داران و بی امامه گان ،ریش داران و بی ریشان،دزدان و دزدان و دزدان و دزدان.

دیدم کسی نمی خواد اپ کنه گفتم یه تکونی به این وبلاگ بدم.

حاضر جوابی های کودکانه :

داستان نخست :

یک روز دختر کوچکی در اشپزخانه نشسته بود و به مادرش که در حال اشپزی بود نگاه میکرد. ناگهان متوجه چند تار موی سفید در بین موهای مادرش شد.از مادرش پرسید : مامان!چرا بعضی از موهای شما سفیده؟؟

مادرش گفت : هر وقت تو یه کار بدی میکنی و منو ناراحت میکنی،یکی از موهام سفید میشه. دختر کوچولو کمی فکر کرد و گفت : حالا فهمیدم چراهمه ی موهای مامان بزرگ سفید شده !!

داستان دوم : ( خودم از این داستان خیلی خوشم اومد)

عکاس سر کلاس درس امده بود تا از بچه های کلاس عکس یادگاری بگیرد.معلم هم داشت بچه ها را تشویق میکرد که دور هم جمع شوند.معلم گفت ببینید چقدر قشنگه که سال ها بعد که همتون بزرگ شدید به این عکس یادگاری نگاه کنید و بگید : این بابکه ، الان دکتره و یا اون مهرداده ، الان وکیله.یکی از بچه ها از ته کلاس گفت : اینم اقا معلمه الان مرده !!!!

داستان سوم :

بچه ها در نهار خوری مدرسه با صف ایستاده بودند.سر میز یک سبد سیب بود که روی ان نوشته بود : فقط یکی بردارید.خدا ناظر شماست.در انتهای میز یک سبد شیرینی و شکلات بود.یکی از بچه ها رویش نوشت : هر چندتا می خواهید میخواهد بردارید! خدا مواظب سیب هاست.

یه جوک هم هست هر وقت یادش میفتم یا از تو رایانه ام میخونمش کلی میخندم. گفتم بزار برا شما هم بگمش دلتون وا شه :

 یه روز یه مامانه به پسرش میگه میدونی موهای خواهرت رو کشیدی شیطون گولت زد ؟ پسره میگه : اره ، ولی اون لگدی که زدم تو دلش ابتکار خودم بود.

دیگه اینکه :

هم نفس این وطنم ،هم دل دلبستگیاش ، هم دم  دلواپسیو هم قدم خستگیاش.

بدرود و پاینده ایران زمین

+ نوشته شده توسط اقا امین در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت 23:20 |

سلام

...دیگه فک کنم رسماْ منو یادتون رفته!!!...همش چند ماهه اینجا نظر ندادما ...اصلاْ نمی گین این زنده ست مرده!!!

عجب روزگار نامردیه یاس برگرده بهش میگم اسمم رو از نویسنده ها پاک کنه !!!

...

امروز خیلی روز گندی بود. همش بدشانسی آوردم!!! هم تو مدرسه هم بعدش!!! اولش که دو تا امتحان خیلی سخت داشتیم یه چیزی در حد المپیاد کشوری و اینا (زیست و زمین!!! ) هر جفتش هم گند زدم رفت پی کارش!!!

چقدم سر کلاسا هــــــی سوتی می دادم...اصاْ من نمی دونم امروز چم شده بود

زنگ تفریح هم داشتیم با دوستم می رفتیم پیش مشاور...یهـــــــو تو دفتر دبیرا یه چیزی دیدم که دنیا جلو چشام سیاه شد!!!!!  بابام اومده بود مدرسه تو دفتر نشسته بود...معلمام داشتن بهش آمار میدادن...این معلم زیستمونم (بی چشم و رو!!!) نشسته بود برگه زیستمو جلو بابام تصحیح میکرد کچل...الهـــــــی هیچ وقت شوهر گیرت نیاد با این کاری که در حقم کردی !!!

این ناظم ترشیده مون هم داشت لیست خرابکاری هام رو تو هفته ی اول نشونش میداد !!!

حالا باز خدا رو صد هزار مرتبه شکر روزای اوله...هنوز بیشتر معلما منو نمیشناسن که بخوان چیزی بگن!!!

 

دیگه بقیه اش خیلی ضایع ست بگم آبروم میره

 

الان یه تحقیق برا یکی از دبیرای بیکارمون در آورده بودم دیدم موضوعش جالبه اینجام بذارم. (البته به قول ارسطو عمراْ اگه کسی بخونه!!!)

 

بر اساس شواهد علمی موجود و مدارک تاریخی قدیمی نظریه هایی که به احتمال نابودی جهان تا سال 2012 پرداخته است مورد بررسی قرار گرفته است.

بسیاری از دانشمندان با توجه به شرایط کنونی زمین و بحرانهای موجود بسیار نگران حیات بشر بوده و به مطالعه بر روی حقایقی می پردازند که می تواند روزی منجر به اتمام حیات بر روی سیاره آبی شود. به اعتقاد برخی نظریه ها پایان یافتن جهان که در تقویم باستانی اقوام مایان تاریخ آن سال 2012 ذکر شده است می تواند به دلایل مختلفی به واقعیت تبدیل شود. نشریه تلگراف نیز با توجه به این نظریه ها و مدارک به بررسی برخی از این دلایل و میزان احتمال تحقق آنها تا سه سال آینده پرداخته است.

حمله بیگانگان فضایی: این پدیده در ابتدا به موضوع بسیاری از آثار هنری علمی تخیلی تبدیل شد اما به تدریج محققان دریافتند که نگرانی از حمله بیگانگان به زمین رو به افزایش است. تعداد موارد مشاهده یوفوها افزایش پیدا کرده و نشانه ها و مدارک زیادی از مشاهده این پدیده های غریب ارائه شده است. از جمله این شواهد تلاش دولتهای مختلف در سرتاسر جهان برای کنترل یوفوها طی 50 سال گذشته است. اما با وجود تمامی این شواهد و مدارک که بسیاری آنها را خیالی و زاده توهم شاهدان می دانند، احتمال وقوع حمله بیگانگان به زمین تا سال 2012 تنها 0.1 از 10 تخمین زده شده است.

برخورد با زمین: هزاران انجمن اینترنتی و سایتهای مختلف اعلام کرده اند زمانی در اوایل قرن 21 میلادی سیاره ای ناشناخته با زمین برخورد کرده و یا از فاصله ای بسیار نزدیک از کنار آن عبور خواهد کرد و در نتیجه تمدن را نابود کرده و یا خسارات و دگرگونی های عظیم و جبران ناپذیری را بر روی زمین به جا خواهد گذاشت. این سیاره با نام خیالی "نیبیرو" سیاره ای در منظومه خورشیدی فرض شده است که در مداری نامنظم در حرکت بوده و هر سه هزار و 700 سال یکبار به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی راه پیدا می کند. شواهد بسیار کمی برای اثبات این نظریه ارائه شده است که از آن جمله می توان به معرفی 10 سیاره توسط ناسا در سال 2005 اشاره کرد که در خارج از منظومه خورشیدی به سر می برند و شاید تا سال 2012 به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی وارد شده و از نزدیکی زمین عبور کنند. با این همه احتمال وقوع این برخورد 0.2 از 10 تخمین زده شده است.

بحران خورشیدی: این بحران یکی از معدود سناریوهایی است که با انتهای تقویم مایانها در ارتباط است و می تواند پایه علمی داشته باشد. در این سناریو که احتمال وقوع آن 0.3 از 10 برآورد شده است، تابشهای شدید خورشیدی و یا انفجارهای گازی در دسامبر 2012 می تواند زمین را در خود غرق کرده و نوع بشر را به همراه اکو سیستم زمین نابود سازد. تا کنون شواهدی مبنی بر وقوع چنین پدیده ای در سال 2012 ارائه نشده اما ارتباطاتی میان دوره های 11 ساله خورشیدی و چرخه زمانی تقویم مایانها یافته شده است. با این حال با وجود اینکه شعله های خورشیدی می تواند برای برخی از تجهیزات، ماهواره ها و فضانوردان مشکلاتی را ایجاد کند اما از قدرتی که بتواند زمین را حداقل تا سال 2012 ویران سازد برخوردار نخواهد بود. تنها خطر جدی که از سوی خورشید زمین را تهدید می کند، اتمام انرژی خورشید و بلعیده شدن زمین توسط این ستاره عظیم است که آن نیز تا پنج بیلیون سال آینده ممکن خواهد بود.

تغییر قطبهای مغناطیسی: بسیاری معتقدند قطبهای مغناطیسی زمین در سالهایی نه چندان دور تغییر خواهند کرد و بر الگوی چرخش مداری زمین تاثیر گذاشته و فاجعه ای بزرگ را به وجود خواهد آورد. این افراد مدارکی از تغییر قطبی زمین در گذشته ارائه کرده و معتقدند این تغییرات را می توان با مطالعه نقاط خورشیدی و تئوری میدانهای مغناطیسی مشاهده کرد. در عین حال برخی معتقدند مایانها و مصریان باستان نیز از وقوع چنین پدیده ای در آینده آگاه بوده اند اما این راز امروزه توسط دولتها مخفی باقی مانده است. محققان دانشگاه پرینستون و تولوس در فرانسه با بررسی مدارک مختلف دریافته اند که سیاره زمین در حدود 800 میلیون سال پیش دورانی را برای متعادل سازی قطبهای خود پشت سر گذاشته است. تغییر زاویه 50 درجه ای در قطب شمال طی 20 میلیون سال از جمله شواهدی است که محققان به آن دست یافته اند و بر همین اساس معتقدند امکان وقوع چنین پدیده ای وجود دارد اما طی یک میلیون سال آینده و درصد احتمال وقوع آن یک از 10 خواهد بود.

ابرآتشفشان: انفجار ابر آتشفشانی یکی از عظیم ترین انفجارهایی خواهد بود که در تاریخ بشر دیده شده و در اثر افزایش میزان ماگما در هسته زمین و عدم وجود راه فرار از این منطقه از زمین به وجود خواهد آمد. نتیجه چنین انفجاری پراکنده شدن میزان زیادی از گازهای سمی در اتمسفر زمین و پوشانده شدن قسمتهای زیادی از خشکی ها توسط ماگماها خواهد بود. تصاویری که توسط ماهواره ها طی سالهای گذشته به ثبت رسیده است نشانه هایی از تغییر را در سنگهای مذاب زیر زمینی نمایش می دهد که می تواند درصد احتمال این انفجار را یک از 10 ساخته و مدارک علمی را برای اثبات این نظریه ارائه دهد.

نقطه اوج نفتی: کاهش ذخایر نفتی جهانی قطعا واقعیتی است که می تواند به فروپاشی سرمایه گذاری و اقتصاد جهانی منجر شود. اما نظریه نقطه اوج نفتی درباره موضوع افزایش تقاضا در برابر میزان تولید بحث می کند بر اساس این نظریه زمانی فرا خواهد رسید که تقاضای این منبع انرژی از میزان تولید آن پیشی خواهد گرفت. به گزارش مهر، برخی معتقدند این پدیده در حال حاضر آغاز شده است اما برخی دیگر آغاز آن را سال 2012 اعلام کرده اند. با این همه و با وجود تلاش برای تولید منابع جایگزین انرژی احتمال وقوع این پدیده 4 از 10 محاسبه شده است.

نابودی نسل زنبورها: 36 درصد از کندوهای زنبور در ایالات متحده در زمستان 2008 به دلیل اختلالی به نام اختلال نابودی کلونی زنبورها از بین رفتند. این اختلال که طی آن تمامی زنبورهای کارگر یک کندو به صورت ناگهانی می میرند و تنها زنبور ملکه به جا می ماند در چندین کشور اروپایی از جمله فرانسه، بلژیک، ایتالیا، پرتغال و اسپانیا رواج یافته است. تا کنون دلایلی مانند آفتها، تغییرات شدید جوی و امواج تلفن همراه عوامل بروز این اختلال اعلام شده اند اما تاثیر هیچ یک از آنها تا کنون به اثبات نرسیده است و از آنجایی که تا کنون درمانی موثر نیز برای کنترل این اپیدمی ارائه نشده است، پیش بینی می شود نظریه انقراض زنبورها به زودی به واقعیتی تلخ تبدیل شود.

با توجه به این حقیقت که پرورش بسیاری از محصولات کشاورزی از جمله سویا، پنبه، دانه های روغنی مانند بادام، انگور، سیب و گلهای آفتابگردان نیازمند حضور زنبورها بوده و فعالیتهای این حشرات کوچک بر روی تولید 30 درصد از غذای جهان تاثیری مستقیم به جا می گذارد، بالاترین احتمال نابودی حیات در اثر پدیده ای طبیعی به این نظریه ارائه شده و 7 از 10 تخمین زده شده است.

 

پ.ن: بنده الان نتم وصل شده... البته مامانم برا کارای خودش وصلش کرد نه من بدبخت !!! الانم قاچاقی نیومدم چون کار درسی داشتم  ==> از من بعیده !!!

پ.ن ۲: عرض پوزش خدمت ارسطوی عزیز از اینکه روی اپ پربارشون اپ نمودیم!!! ( دو روز دیگه نیام ببینم نفرینم کردی!!! )

بای بای

+ نوشته شده توسط هیلاری در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 15:41 |
سلام! چطورین خوش می گذره!؟

 

گفتم بیام یه آپی بکنیم نگن اینجا صاحب نداره!

البته ناگفته نماند طبق گفته ی برخی منابع جاسوسی (خود اینجانب!) بانو یاس چندی پیش در قیافه ی مبدل، در حالیکه تلاش می کرد شناخته نشود! در مسنجر دیده شد!!...

.. خلاصه ما از همان روز اول می دانستیم که بانو یاس و ترک اینترنت محال است!!!... یاس، نذار بگم...

 

 

خب... بگذریم!

 

واسه اینکه آپ یه نمه بار علمی داشته باشه...و شمام حوصله کنید بخونید!... یه نکته ی جالب علمی براتون می ذارم که شاید بعضیاتون ندونید...

(تجربه نشونه داده کاربران گرامی هر مطلب علمی بیشتر از ۴ خط باشه رو عمراً بخونن! )

 

آلبرت اینشتین رو همه می شناسن... یکی از نظریه های این دانشمند که به اثبات رسید اینه که اگه انسان؛ بتونه به سرعتی در حد نور (۳۰۰،۰۰۰کیلومتر بر ثانیه؛ البته هرگز انسان نمی تونه ماشینی بسازه که با این سرعت حرکت کنه!!!) برسه.. می تونه به گذشته برگرده!... چیزی که شاید خیلیا به دنبالش باشن...

 

البته ثابت شده که می شه انسان به آینده سفر کنه.... حالا بعداً واستون تعریف می کنم!... زنگ خورد برین خونه هاتون!

 

راستی می خوام قالب اینجا رو عوض کنم خیلی خزه!... نظراتتون راجع به قالب آینده ی وبلاگ بگین تا ایشالله یه قالب اونطوری که شما دوست دارین بزارم! (ما کاملاً دموکراسی را رعایت میکنیم!)

 

تا سلامی دیگر... بدرود!

                                        ارسطو 

 

 

+ نوشته شده توسط ارسطو در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 17:38 |
این روزا درد سرا زیاد شده ... همه گرفتارن ... توی تهران که همه از همه گرفتار ترن ! یعنی خیلی  گرفتارن ... و ... منم مستثنی از قضیه نمی باشم ... یعنی دوست داشتم که باشم ولی ...

قضیه اینه که ... اصلا این کارت ملی به چه دردی می خوره ؟؟؟ ها ... نه اصلا تو بگو به چه دردی نمی خوره ... !

می خوام حساب باز کنم ... بانکی سیبیل کلفته می گه ... " آقا کارت ملیت کو ؟؟؟ "

می خوام دانشگاه ثبت نام کنم ... خانوم منشی می گه " کارت ملیتون لطفا "

می خوام وام دانشجویی بگیرم " کارت ملیتو بده برو یه ماه دیگه بیا "

می خوام از امکانات سایت دانشکده استفاده کنم " کارت ملیت رو بذار گرو و برو پشت سیستم ۵ "

می خوام خوابگاه بگیرم ... " کارت ملیت چرا تو دستت نیست ؟ "

می خوام تعهد نامه امضا کنم " کارت ملیتو بده ببینم "

می خوام برم دست شویی " آقا کارت ملی نداری ؟؟؟؟ "

این سوال آخری رو وقتی جلوی آینه دست شویی وایسادم از خودم می پرسم ... خدا رو شکر کسی توی دست شویی بهمون گیر نمی ده ... کسی توی دست شویی ازت کارت ملی نمی خواد ... جای شکرش باقیه ... کسی دیگه بهت گیر نمی ده

این یه هفته ی اخیر درد سر بزرگی بوده برای من این """" کارت ملی """"

توصیه ای دارم به تمام جوانان این مرز و بوم اگر ۱۵ سالت تکمیل شده کارت ملیت رو بگیر و خلاص کن ...

و الا فکر کنم دوره ی شما دست شویی هم نتونید برید بدون این کارت ملی ...

 

پ ن : خوب توی این هفته می خوام اقدام کنم بگیرم کارت ملیم رو ... دو ماه دیگه می یاد ... تا اون موقع ... خدافظ ... چون سایت دانشگاه هم کارت ملی می خواد !!!

پ ن ۲ : از تمامی دوستانی که دلشون برای من تنگ شده به شدت سپاس گذارم .

امضا آرش

+ نوشته شده توسط آرش در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 14:53 |
با سلام

ممنون از اینکه سوال منو در آخرین پستم پاسخ دادید

اون متن و سوال همراه اون یک تست روانشناسی بود که با پاسخ های شما و پاسخ هایی که از جاهای دیگه گرفتیم به این نتیجه رسیدیم که ملت ایران به ۴دسته تقسیم می شوند:

۱- شهید پرور(اینو به خاطرهفته ی دفاع مقدس نوشتم)

۲-ببو

۳-نادان و بیفکرو گزینه ی بالاو پایین

۴- گیج

باز هم از همکاری شما متشکریم


حالا که سایت ازدست این مدیریت ورپریده راحت شد امیدوارم  سریعتر قله های پیشرفت را طی کشیده

و کمک شایانی به پاکیزگی محیط وب کنه  

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط هیچکس در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت 16:3 |

مقدمه ای بر هوش مصنوعی

هوش مصنوعی چیست؟
فکر کنم جواب دادن به این سوال یه مقدار سخت باشه. چون در حال حاضر ما حتی تعریف دقیقی برای هوش نداریم!
واژه ی هوش مصنوعی (
Artificial Intelligence) اولین بار توسط شخصی به نام John McCarthy استفاده شد با این تعریف: "علم و مهندسی ساخت ماشین های هوشمند".
اینم یه تعریف دیگه از هوش مصنوعی که تو خیلی از منابع بکار رفته:
" هوش مصنوعی عبارت است از مطالعه ی این که چگونه کامپیوترها را میی توان وادار به کارهایی کرد که در حال حاضر انسان‌ها آنها رابهتر انجام می‌دهند "
خوب من کلا زیاد از تعریف خوشم نمی یاد، در نتیجه این قسمت رو همینجا خاتمه میدم، با مثال فکر کنم بهتر بشه مفاهیم رو نشون داد! در آخر اگر دوست داشتین تعریفی که خودتون از هوش مصنوعی پیدا کردینو بگید!

تاریخ هوش مصنوعی

میشه گفت مبحث هوش مصنوعی و پیشرفتش از سال 1950 شروع شد! توی این سال شخصی بنام آلن تورینگ (Alen Turing) تستی بنام تورینگ تست رو معرفی کرد و گفت که هر ماشینی که بتونه از این تست سربلند بیرون بیاد رو میشه یه ماشین هوشمند شمرد. تا الان هیچ ماشینی نتونسته این تست رو با موفقیت پشت سر بگذاره، که خیلی هم عجیب نیست چون برای یه ماشین تست خیلی سختیه! جالب اینه که تقریبا هر انسان سالمی می تونه به راحتی تو این تست قبول بشه حتی یه بچه ی 5-6 ساله!

توی این تست جناب آقای تورینگ گفته بودند که بهترین معیار برای اینکه به یه ماشین بشه گفت هوشمند، اینه که از دو صفحه ی تایپ استفاده کنیم (یا در حال حاضر کیبورد کامپیوتر) و پشت یکیشون یک آدم بشینه و پشت اون یکی ماشین مد نظر! اگر ماشین بتونه طرفش رو متقاعد کنه (یا به عبارتی گول بزنه) که داره با یه آدم مکاتبه می کنه نه یه ماشین، تست رو با موفقیت رد کرده!
همونطور که میبینید پشت سر گذاشتنش این تست برای یه ماشین خیلی سخته! نکته ی جالب دیگه اینه که این تست حالت فیزیکی دو طرف رو
کنار گذاشته و فقط طرز فکر دو طرف مهمه!
هر ساله یه مسابقه ی جهانی در این رابطه وجود داره که اولا به ماشینی که شبیه ترین رفتار رو به انسان داشته باشه ، ثانیا به ماشینی که بتونه تست تورینگ رو با موفقیت پشت سر بگذاره جایزه میدن! که البته جایزه ی دوم رو هنوز هیچ کی نتونسته بگیره!

بعد از تستی که جناب آقای تورینگ (روحشون شاد) معرفی کردند هوش مصنوعی خیلی پیشرفتای دیگری داشت. مثلا اولین برنامه ی هوش مصنوعی توی دانشگاه منچستر نوشته شد که شطرنج بازی میکرد!
تو سال 1958 آقای
John McCarthy زبان برنامه نویسی Lisp رو اختراع کردند! که احتمال داره خیلی از شما اسمشو شنیده باشید!
زبان برنامه نویسی
Prolog هم تو همین دوره در سال 1972 بوجود اومد که الان هم یه زبون قوی در زمینه ی منطق حساب میشه!
تو سال 1997 دیپ بلو (
Deep Blue) که یه ماشین شطرنج باز بود، تونست قهرمان جهان "گری کاسپارف" رو شکست بده! که این یه موفقیت بزرگ بود توی جهان هوش مصنوعی

البته باید اینم ذکر کنیم که بار ها قبل از این بازی هم کاسپارف با ماشین های مختلفی بازی کرده بود و همشونو شکست داده بود!
در سال 1999 شرکت سونی اولین روبات خونگی پیشرفته که در قالب یک سگ بود رو با نام AIBO معرفی کرد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شادی در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 19:25 |
سلام همگی؟

خوبین خوشین چطورین؟؟؟؟

عیدتون مبارک

من این دو روزه هر چی تلاش کردم وبو اپ کنم به خاطر فیلترینگ نشد!!!!!
دیگه ببخشید اشکال از ما نبوده

در ضمن باید بگم تمام مراجع به غیر از یه نفر ماه رو ندیدن ایشونم فک کنم تو توهم بودن!!!

حالا بگذریم به هر حال یا امروز یا فردا عیده!!

بازم میگم عیدتون مبارک

نماز روزه هاتونم قبول!!!!

عیدتون مبارک

-----------------------------------------------------------

و اما یه نکته ی دیگه!!!!!

همونطور که میدونین من و اکثر یچه ها امسال کنکور داریم!!!!

من مشکلی با اومدن ندارم ولی مامان بابام حسابی گیرن!!!!

فک نکنم امسالم بتونم با مح زدنو این حرفا کارو درست کنم!!!!

برای همین

باید بگم کهههههههههههههههههههههه

باید بگم که!!!!!!

..

..

..

متاسفاته امسال نیستم!!!!!کاریشم نمیتونم بکنم

جا داره از همتون خداحافظی بکنم!!

قبلنا!!منظورم پارساله

۲۰۰۰۰ ساعت نوشتم از همه خداحافظی کردم!!!! فک کنم کار درستی نباشه!!

می تونین برین تو ارشیو وب ببینین پارسال همین موقع!!!

ولی یه جمله رو میتونم بگم به همه

دوستون دارم خیلی زیاد(یکی رو بیشتر!!!منحرفا!!!!!عجبا!!!منظورم مامانم بود خوب)

منو هیچ وقت فراموش نکنینا!!!والا خودتون می دونین!!!

به یاد بچگیامون

گل سرخ و سفیدو لوله لوله

فراموشم نکن(اسمتونم اینجا بزارین)کوتوله

اگر روزی مرا کردی فراموش بدون رفتم حموم موندم زیر دوش

اینم برا اینکه روح کودکان شاد شه!!!

-------------------------------------------------------------------------

و اما

وقتی من نیستم کی جام باشه...؟؟؟

الان میگن اینو باش میخواد جانشین انتخاب کنه!!!

اره دیگه چیکار میشه کرد!!

خیلی مخالفت شد با این کار ولی چاره ای نیست!!! من نیام ممکنه مشکلی پیش بیاد !!یا نمیدونم هر چی!!!

بنابراین چون وقت نظر سنجی کمه!! من خودم میگم اگر هر کس مخالفه به من بگه!!

۳ نفر تمام امکانات مدیریتو دارن!!!!یادشونم باشه من اینجا رو به دست اونا سپردم !حواسشون جمع باشه!!!

حالا به ترتیب میگم!!!!

اول خانوما!

ارسطو!!خواهش میکنم نه و نو نگو!!!حله..؟

نفر دوم!!

آرش!!!ببین کلاه آ رم گذاشتما!!!یادت باشه نه وب پاک میکنی نه خودتو!!!

نفر سومم اقا امین!!!!میدونم کنکور داری!!!اگه مشکلیه بگو یکی دیگه رو بیارم!!!

امکانات شادی و ذی ذو رو هم زیاد میکنم!!!!سپیده هم که مثل من کنکور داره عمرا بیاد!!!

خلاصه هوای همو داشته باشین

این که این چند نفر شدن چند تا دلیل داشت نه اینکه بقیه نمیتونستنا!!

این چند نفر از همون اول تاسیس اینجا بودن یعنی اینجا رو با هم ساختیم!!!

خیلی دلم براتون تنگ میشه منو فرموش نکنینا!!

به امید دیدار سال دیگه بعد از کنکور!!!!!

به امید دیدار

یاس

 یک شنبه 

ساعت ۱۱:۰۳ روز عید فطر!

 

 

+ نوشته شده توسط یاس در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 11:6 |
امروز...

امروزخیلی داغونم

دلم گرفته

با خودم گفتم کارو یکسره میکنم وقتی ارزششو نداره چرا خودمو پاش بسوزونم

باز دلم نیومد اذیتش کنم یه فکر بهتری اومد تو ذهنم تصمیممو گرفتم

رفتم واسه بار آخر صورت مادرمو دیدم خواستم منصرف شم ولی آدمی نیستم که از تصمیمم برگردم

وقتی یه دل سیر دیدمش رفتم پیش بابام میدونستم خیلی ناراحت میشه یا بقول معروف کمرش

میشکنه ولی من آدمی نیستم که ازتصمیمم برگردم  ......

 

(می تونید تصمیم منو حدس بزنید اگرم نزنید

خودم دفعه دیکه که آپ کردم میگم  )

 

**************************************

 

مردی به همسرش این گونه نوشت:
> عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت
  فرستادم.

عشق تو

  همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد:

  عزیزم از اینکه 100 بوس  برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم.ریز هزینه ها:
>
> 1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.
>
> 2.با معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.
>
> 3..صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.
>
> 4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من آیتم های دیگری به او
> دادم.
>
> 5.سایر موارد 40 بوس.
>
> نگران من نباش…هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا آخر این
> ماه با اون سر کنم!

************************************

 

يک با يک برابر نيست ..سروده ای از گلسرخی
 

معلم پای تخته داد می‌زد

صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زير پوششی از گرد پنهان بود

ولی آخر کلاسيها لواشک بين هم تقسيم می‌کردند

آن يکی در گوشه ای ديگر جوانان را ورق می‌زد

دلم می‌سوخت به حال او که بيخود های‌وهو می‌کرد

و با آن شور و اشتياق تساويهای جبری را نشان می‌‌داد

بروی تخته‌ای کز ظلمت تاريک غمگين بود

تساوی را چنين بنوشت و بانگ زد :

« يک با يک برابر هست »

از ميان شاگردان يکی برخاست

هميشه يک نفر بايد به پا خيزد

به آرامی سخن سر داد

کاين تساوی اشتباهی فاحش  و محض است

نگاه بچه ها ناگاه  به يک سو خيره شد

معلم مات بر جا ماند و  شاگرد  پرسيد

اگريک فرد انسان واحد يک بود باز هم يک با يکی ديگر برابر بود؟

سکوت مدهشی بود و سئوالی سخت

معلم خشمگين فرياد زد :

آری برابر بود

او به آرامی ادامه داد :

يک اگر با يک برابر بود آنکه زور و رز به دامن داشت بالا بود ؟

و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد از زر داشت پايين بود؟

يک اگر با يک برابر بود آنکه صورت نقره ‌گون چون قرص ماه  می‌داشت بالا بود

 و آن سیه چرده  که می‌ناليد پايين بود؟

  يک اگر با يک برابر بود نان و مال مفت خواران از کجا آماده می‌گرديد؟

 حال می‌پرسم يک اگر با يک برابر بود پس چه کس  ديوار چین ها را بنا می‌کرد

 يا چه کس  آزادگان را در قفس می‌کرد؟

 معلم ناله آسا گفت :

 بچه ها زين پس در جزوه هاتان بنويسيد

                                       «  يک با يک برابر نيست  »

 

+ نوشته شده توسط هیچکس در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 14:53 |

حتما بخوانید

 

الانا به هر کی میرسی شروع میکنه به نصیحت کردن و درس اخلاقی دادن.من گفتم از قافله عقب نیفتم و برم یه چرخی تو اینترنت بزنم و چهارتا نکته ی اخلاقی یاد بگیرم و بیایم به خورد ملت بدم بعدشم بگم خودم اینا رو گفتم !!!!!حالا همچندتا از درس هایی رو که خودم بهتون میدم !!! رو  یاد بگیرید به دردتون میخوره :

درس اول :

توي اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتي همهء آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روي يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن. مردي كه نزديك موبايل نشسته بود دكمهء اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع مي كنه به صحبت. بقيهء آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن :

مرد: الو؟

صداي زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توي كلوپ هستي؟

مرد: آره.

زن: من توي فروشگاه بزرگ هستم. اينجا يه كت چرمي خوشگل ديدم كه فقط 1500 دلاره. اشكالي نداره اگه بخرمش؟

مرد: نه. اگه اونقدر دوستش داري اشكالي نداره.

زن: من يه سري هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهاي جديد 2009 رو ديدم. يكيشون خيلي قشنگ بود. قيمتش 150000 دلار بود.

مرد: باشه. ولي با اين قيمت سعي كن ماشين رو با تمام امكانات جانبي بخري.

زن: عاليه. اوه… يه چيز ديگه… اون خونه اي رو كه قبلا” ميخواستيم بخريم دوباره توي بنگاه گذاشتن براي فروش. ميگن 1500000 دلاره.

مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولي سعي كن 1500000 دلار بيشتر ندي.

زن: خيلي خوبه. بعدا” مي بينمت عزيزم. خداحافظ.

مرد: خداحافظ.

بعدش مرد يه نگاهي به آقايوني كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسي نميدونه كه اين موبايل مال كيه؟!

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت موبايلتونو جايي جا نذاري.

 

درس دوم :

 يه شب خانم خونه اصلا” به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه. شوهر بر ميداره به 10 تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!

يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه. خانم خونه بر ميداره به 10 تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه. 10 تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!! 4 تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونهء اونا پيش اوناست.

نتيجهء اخلاقي: يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند.

درس سوم:

چهار تا دوست كه 20 سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن. بعد از يه مدت يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون… : پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه. اون توي يه كار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت كرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس شركت. پسرم انقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد.
دومي: جالبه. پسر من هم مايهء افتخار و سرفرازي منه. توي يه شركت هواپيمايي مشغول به كار شد و بعد دورهء خلباني گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه براي تولد صميمي ترين دوستش يه هواپيماي خصوصي بهش هديه داد.
سومي: خيلي خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده. اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي 2000 متري بهش هديه داد.
هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك مي گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟ سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم. راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني؟چهارمي گفت: دختر من رقاص كاباره شده و شبها با دوستاش توي يه كلوپ مخصوص كار ميكنه. سه تاي ديگه گفتند: اوه! مايهء خجالته! چه افتضاحي! دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره. اتفاقا” همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي 2000 متري هديه گرفت.

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت به چيزي كه كاملا” در موردش مطمئن نيستي افتخار نكن.

پ.ن : به اپ قبلی هم یه توجه کوچولو بکنید بدک نیست

سربلند باشید.

بدرود

+ نوشته شده توسط اقا امین در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 23:26 |